مبلمان
چرا مبلمان در دکوراسیون داخلی نقش بسیار مهمی را ایفا می کند؟
منظور از دکوراسیون داخلی ایجاد یک فضای نو و خلاقانه است که با روند پیشرفت تکنولوژی و مدهای سال و هم چنین ایده های به روز و خلاقانه همراه است. امروزه مبلمان به عنوان یک ابزار مهم و اساسی در طراحی دکوراسیون های مختلف نقش اصلی را ایفا می کند و تاثیر آن بر زیبایی و متفاوت بودن محیط های داخلی بر همگان آشکار شده است. فرقی نمی کند که شما مبلمان را برای چه مکانی می خواهید و یا اینکه از چه مدل مبلمانی برای دکوراسیون داخلی خود استفاده می کنید. چرا که این ملزومات شیک و فوق العاده جذاب، با اجزای زیبا و با کیفیتی که دارد فضای داخلی شما را به یک مکان متفاوت تبدیل می کند.
همان طور که می دانید هر یک از محیط های گفته شده اعم از منازل و محیط های کاری و اداری المان های مربوط به خود را دارند که اگر در انتخاب این المان ها نهایت دقت لازم را به کار گیریم به راحتی می توانیم فضایی شیک و منحصر به فرد توام با آرامش و لذت را برای خود و اطرافیان ایجاد نماییم. افرادی که به ایجاد یک فضای داخلی شیک و زیبا معتقد هستند، به وضوح می توانند نقش و تاثیر مبلمان را در چیدمان و دیزاین یک دکوراسیون عالی در یابند. این گونه افراد خوش سلیقه، می دانند که نحوه ی چیدمان و انتخاب یک مبلمان زیبا، نقش بسیار مهمی را در حفظ زیبایی محیط های مختلف اعم از پذیرایی و نشیمن منازل و محیط های کاری دارد.
چه نوع مبلمانی را انتخاب می کنید؟
اولین نکته ای که باید در هنگام خرید مبلمان به آن توجه کنید این است که چه نوع مبلمانی را با چه نوع سبک و مدلی می پسندید. این که مبلمان انتخابی شما برای چه مکانی است؟ برای قسمت نشیمن و پذیرایی منزلتان یا برای اتاق کار و محیط های اداری. قبل از هر چیز انتخاب محیط خود جهت خرید مبلمان ضروری و مهم می باشد.
کارایی و کیفیت مبلمان به همراه اجزای تشکیل دهنده اش به گونه ایی است که می تواند بر احساس و تجربه شما تاثیر مستقیم بگذارد. یعنی هم می تواند محیط شما را به یک فضای شیک و مامنی آرام بخش تبدیل کند و هم آن را رسمی و خشک نشان دهد.
بنابراین انتخاب مدل های مناسب و چیدمان صحیح آن، که بتواند با فضای انتخابی شما سازگار باشد، نیازمند به کار بردن ترفند های منحصر به فردی است.
از جمله مواردی که باید توجه کرد:
- توجه به تزیینات فضا در انتخاب مبلمان مناسب
- انتخاب و بهره بردن از یک سبک دکوراسیون داخلی در انتخاب مبلمان
- انتخاب یک طرح و مدل مناسب که هم با سلیقه شما سازگار باشد و هم مناسب فضای انتخابی باشد
- انتخاب یک نقطه کانونی بهترین ترفند در انتخاب مبلمان شیک
- چیدمان صحیح و مناسب میز عسلی، مبل و جلو مبلی و میز پذیرایی
- بر اساس اندازه فضا مبلمان چند نفره را انتخاب کنید.
مبلمان
مبلمان جایگاه بسیار مهمی درمیان مصنوعات بشری دارد.بیشتر مبلمان ها با توجه به حجمشان،ماهیتی نسبتا مشخص و معین دارند.مبلمان تو کار که در قرن حاضر،اغلب «مدرن»محسوب می شوند،قدیمی ترین نوع مبلمانی است که می شناسیم به عنوان مثال،صندلی ها وتخت خواب های خانه ای متعلق به دوران نوسنگی در«اسکارابرا»درجزیره«اورکنی»واقع در شمال اسکاتلند،توکاروغیر قابل انتقال هستند.
اما با این حال،وجود مبلمان،سطحی از فرهنگ را نشان میدهدکه نسبتا بالاتر از خط فقر است.وبه تفاوت بین انسان های امروزی وانسان های اولیه،اشاره دارد.شاید بتوان از این لحاظ،صندلی ها را مهم ترین بخش مبلمان به شمار آورد.چراکه استفاده از صندلی یا چهارپایه برای نشستن،نشان می دهد که فرد از فرهنگ بالایی برخوردار بوده است.از طرف دیگر،داشتن مبلمان به خودی خود،بر برتری فرهنگی دلالت نمی کند،بلکه این فرهنگ استفاده از مبلمان است که اینگونه بر شیوه زندگی مردم در دوران مختلف تاثیری متقابل گذاشته است.بنابراین می توان گفت اگر طراحی داخلی بر نحوه تعامل متقابل انسان ها ومحیط کار وزندگی دلالت می کند،درواقع،مبلمان جز لاینفک معماری وطراحی داخلی می باشد.
تاریخچه مبلمان
بشر از دیر باز اقدام به ساخت وسایلی نموده است که زندگی او را راحت تر بسازد.اولین نمونه های این تلاش،ساخت ابزار هاست. شاید بتوان ادعا نمود که پس از ابزار،ساخت وسایل داخل اقامتگاه،دومین ابتکاروابداع اوست.بشر مطمئنا کم کم نیاز به محلی مناسب برای نگهداری ابزار خود را احساس نمود که شاید حفره های داخل غارها،اولین نمونه های این نوع امکانات باشند.اما پس از آن که زندگی شکل متمدن تری به خود گرفت،انتظار او از وسایل فراتر رفت و او را وادار به ابداع وسایلی نمود که امروزه،ما آن را مبلمان می نامیم.
در این گفتار کوشش بر آن است که روند پیدایش و ابداع مبلمان را در غرب روشن کنیم.از آنجا که منابع بسیاری در این زمینه در ادبیات غرب وجود دارد،بررسی و تشخیص ارزش آنها،خود نیاز به کاری پژوهشگرانه دارد که نه برای ما دسترسی به همه این منابع ممکن است ونه موقعیت قضاوت درباره همه آنها را داریم.از این رو مطالب این نوشتار بسیار خنثی به مقوله مبلمان نگاه می کند وتنها می کوشد که پدیده ها واتفاقات مهم را از نظر زمانی روشن سازد.به همین دلیل این پدیده ها در مقاطع ودوره های مهم هنری دیده شده اند.جستجوی ما از زمانی آغاز می شود که اطلاعات ما در این باره تا حدودی زیاد است.طبیعی است که شفاف سازی برای چگونگی نوع وشکل اجزای معماری داخلی بسیار واقعی تر می شود.
آنتیک(قرن 5 پ،م – قرن 7 م.)
همانطور که معماری در دو بخش یونان وروم در این دوره تقسیم می شود،مبلمان و معماری داخلی را نیز در این دوره باید در این دو بخش ببینیم:
مبلمان یونان
اطلاعات ما از یونان بسیار کم است،زیرا مبلمان کمی از این دوره باقی مانده است.گذشته از ادبیاتی که به سختی بتوان از آن،شکل مبلمان این دوره حدس زد،طراحی و نقاشی هایی وجود دارند که نمایشگر مبلمان این دوره است.
تصاویر و ادبیات موجود نشانی از مبلمان بدون آرایش وزینت می دهند؛به عنوان مثال میتوان از«شمل»که تنها نیمکتی بدون پشتی وجای دست با چهار یا سه پایه بود،نام برد.تنها کاربری آن برای نشستن نبوده و برای خوابیدن هم از آن استفاده می شده است.همینطور«کلینه»شکلی از تخت خواب بود که انتهای بالایی آن بلند تر بوده است وسطوح آن با نخ ونوار های چرمی بافه واجزای چوبی آن کنده کاری ویا با فلز زینت می شده است.یونانی ها تخت را از مصری ها به وام گرفتند وآن را به «کلینه» تبدیل کردند استفاده از کلینه نه تنها برای نشستن که برای خوابیدن وغذا خوردن بوده است.«کلیموس»به صندلی این دوره اطلاق می شود که ابتکار خود یونانی هاست.این اثاثیه دارای پشتی راحتی بود که به همراه پایه ها،فرمی منحنی داشت،مانند کلینه،سطوح آنرا با نخ یا نوارهای چرمی می بافتند و روی آنرا با بالش یا پوست حیوانات می پوشاندند
مبلمان داخلی متشکل از«شمل» وچهارپایه های تاشو بوده است.اما «کلیسموس»هم در بعضی مواقع در کنار آنها می آمده است.میز های کوچک و کوتاه نیز به آن اضافه می شده است که روی آن غذا وظروف نوشیدنی قرار می دادند.هنوز از گنجه(منظور از این واژه همان کمد در زبان فارسی است،اما چون کمد وسیله دیگری است که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد،از واژه گنجه در اینجا استفاده شده است.)خبری نیست و به جای آن از«تروهه»که همان صندوق است،استفاده می کردند.«تروهه»برای نگهداری از لباس،لوازم آرایش،زینت آلات و ابزار بوده است.
مبلمان روم
برخلاف مبلمان یونانی که تنها با ادبیات وتصاویر تامین می شد،اطلاعات ما درباره مبلمان روم زیاد است.پس از بیرون آمدن پمپئی از زیر خاک که در سال 79 پ.م به وسیله «آتشفشان وزوو»زیر خاک رفت،امروز پس از کاوش های باستان شناسی یافته های با ارزشی به دست ما رسیده است.در خیلی از موارد متوجه می شویم که مبلمان روم ویونان شبیه هم بودند به طور مثال«کلیسموس»و«کلینه»وجود دارند ولی در روم،فرم و مواد ومصالح از ظرافت بیشتری برخوردار است.همین طور تخت در عصر رومیان،دارای پشتی بلند حتی برای تکیه دادن سر می شود.در مبلمان روم،گنجه دو در با سنگ مرمر ومیز هایی که با پایه های برنزی ساخته شده اند،جدید است.همین طور میز های کوچک و بلند،«تروهه»با یراق آلات برنزی نیز ابداع می شود.آنها با نوار های تزئینی وهنری مملو شده اند وسطوح چوبی یا سنگی برای نقوش برجسته وبرای ریخته گری با برنز،خالی شده اند.همه حکایت از سطح بالای هنر در مبلمان روم می کند.
مبلمان رومانسک(1250-1000م.)
هنر این دوره،از روم آنتیک به میراث آمده است.از مبلمان این دوره آثار زیادی باقی نمانده است که آن هم ازکتاب های دارای نقوش قرون وسطی قابل برداشت هستند.این تصاویر،خطوط کشیده وقائم را تداعی می کنند که اثری از راحتی ندارند.مبلمان از«تروهه»که برای نگهداری از پوشاک و وسایل زندگی بود،«شمل»«ندلی»یا چهارپایه تاشو و نیمکت تشکیل می شده است.گنجه های با انتهای بالایی تزئین شده مانند ساختمان های دوره آنتیک در وهله اول متعلق به کلیسا وصومعه بود که دربعضی خانه ها هم دیده می شد.برای غذا خوردن از پایه های مجزا از سطوح (معمولا چوبی)به عنوان میز استفاده می شده است.تخت خواب به ندرت وبرای مقامات بسیار بالا کاربرد داشته است.افراد معمولی برای خوابیدن از نیمکت یا «تروهه»استفاده می کردند که یا با بالش های متراکم از پشم حیوانات اهلی (مانند گوسفند)یا علوفه پوشیده می شدند.
مبلمان گوتیک(1500-1200م.)
این دوره قرون وسطایی حدود سال 1135 در فرانسه آغاز شد وتقریبا تا 1500 میلادی طول کشید.پس از آن در انگلستان،آلمان واسپانیا این سبک را به خصوص در معماری کلیساهای جامع سر به فلک کشیده می بینیم.معماری این دوره بر فرم ودکور تاثیر می گذارد،به طوری که دیوار های حجیم وزمخت دارای تقسیم بندی ظریف تر می شوند،تزیینات دایره وار بر روی پنجره ها،سیستم ستون گذاری ظریف تر وبالاخره المان های جناقی پدیدار می شود.مبلمان هم بر این اساس چه برای کلیسا وچه برای نجیب زادگان تغییر کردند وبه این ترتیب جدایی بین اجزای باربر وسطوحی که می بایست فقط پوشیده شوند،به وجود آمد.مبلمان دوره رومانسک دیگر نیاز های هنری این دوره را تامین نمی کردند.نجار ها روی تخته ها،نازک کاری می کردند که مانند معماری امکان تشکیل سطوح مخلخل را دارد.این را تنها تصورات ما از تصاویر در کتابها ودیوار ها به ما نمی رسانند،بلکه مبلمانی که مدت های زیادی بر دوره های بعدی خود اثر گذاشته است،ثابت می کنند.مبلمان متشکل از«تروهه»فرم های جعبه ای نشیمن،تخت های با سقف،میز های هنرمندانه جعبه ای،صندلی با پشتی وبالاخره گنجه ها که مبلمان لوکس این دوره محسوب می شدند.
مبلمان رنسانس(1525-1420م.)
این دوره از سال 1420 ودر شهر فلورانس ایتالیا آغاز می شود.علامت مشخصه این دوره بازگشت به سبک های گذشته از آنتیک تا رومانسک است.این حرکت در جنوب رشته کوه های آلپ اتفاق می افتد و مناطق واقع در شمال کوهای آلپ تا مدتها از آن متاثر نمی گردد.مبلمان جدید در فلورانس وتوسکانا که اکنون با کمک نقشه ساخته می شوند،سعی می کنند از معماری الهام بگیرند.جدایی بین اجزای باربر وپوشیده شده در این دوره بیش از دوره گوتیک به چشم می خورد.اجزای دوباره زنده شده معماری آنتیک همانطور که در سنگ اجرا می شدند،حالا در چوب کار می شوندو وتا رخبام یا لب بند،ستون های باربر و نیم ستون ها ادامه دارد.به این ترتیب اصول نما سازی ساختمان به مبلمان داخل ساختمان منتقل می گردد.مبلمان جعبه ای اکنون دارای پایه ورخبام یا لب بند می شوند،صفحات میز به وسیله ستون ها یا ستون های کوتاه وضخیم که در روم آنتیک وجود داشته است،تجهیز می شوند.فضاهای داخلی نیز به این ترتیب تحت تحت تاثیر قرار می گیرند ومصالح اصیل تر مثل مرمر یا پارکت در کف سازی،دیوار های قاب بندی شده وسقف های جعبه وار که از مربع های کنار یکدیگر تشکیل شده است،وارد آن می شوند.اجزای مبلمان کمتر می شودوطراحی آنها تنها به قصد مبلمان نیست بلکه فضا ها دارای طراحی واحد گردیده اند.این به وسیله نقوش برجسته چوبی بر روی عناصر که یا تراشیده می شوند(شسیترورک)،یا چوب ابتدا خالی می شود وسپس عناصر تزئینی در آن جاگذاری می شود (اینتارسی)،یا مستقیم برچوب چسبیده می شود(مارکنری)ویا با نقاشی تامین می گردد.«تروهه»دوره گونیک ابتدا جعبه وار استفاده می شود ودر طی زمان ساخت پایه کوتاه می گردد سطوح غالبا به وسیله هنرمندان بزرگ،نقاشی ویا نقوش برجسته از جنس طلا پوشیده می شوند(کاسوته)بعد ها بر اساس الگوی تابوت های آنتیک وپایه های به عاریه گرفته شده،کامل می شوند.«تروهه»باز هم متحول می شود وشکل جدیدی از آن پدید می آیدکه به آن «کاسایانکا)می گویند.«کاسایانکا»درواقع یک «تروهه»با پشتی است.همینطور گنجینه های دو در،میز های دراز وصندلی های تاشو با پشتی وجای دست،ابداع می گردند.
مبلمان متریسم(1600-1520م)
این سبک که بین سال های 1520و1600میلادی به وجود آمد،نوعی رابط بین سبک های رنسانس وباروک محسوب می شود.هنرمندانی که در زمان گونیک متاخر،شاگردان سبک میکل آنژ بودند،یعنی نقاش ها،زمره پیشاهنگ های این مکتب محسوب می شوند که از سبک رنسانس می خواهند دوری کنند.آنها کاملا آگاهانه شخصیتی ضد آنتیک دارند،از ایده های هارمونی وزیبایی روی برمی گردانند و راهی جدید در فانتزی یا حتی بی معنا وهویت جستجو می کنند. در مبلمان این دوره،سوژه ها که بیشتر در حاشیه دیده می شود،تزئیناتی بوده وبه طور پی در پی تکرار می شوند.علائم مشخصه این سبک به ویژه در تزئینات دکورانیو حاشیه سطوح که از خطوط،علائم خانوادگی(خانواده های اصیل)تشکیل می شد،یا تزئینات به شکل ماسک وصورت انسان ویا منبت کاری گل و بوته است.
مبلمان باروک(1770-1600م)
این سبک اروپایی که حدود 170 سال طول کشید تمام هنر کار های هنری را شامل می شد.علامت مشخصه این سبک در فرم های عظیم،خطوط منحنی بسیار ودر نهایت تلاش در کسب عظمت وخود نمایی است. در فرهنگخانه پادشاه فرانسه،لودویک چهاردهم،نقش هدایت این سبک را ایفا می کند چیزی که در اینجا اتفاق می افتد مانند مدی در اروپا می شود. بدیهی است که تنها خانواده های مهم سلطنتی ونجیب زادگان،صاحب این مبلمان نبودند بلکه شهروندان مرفه نیز در زمره مالکین این نوع مبلمان می شوندنیاز به تولید انبوه،صنعت مبلمان را دچار دگرگونی عمیقی می کند.به جای نجار اکنون روکش کاران وارد کار می شود که نه تنها یکایک مبلمان را می سازد بلکه تمام تزئینات فضا را طراحی ودر قالب بروشورهایی منتشر می کند.
به این وسیله حرکتی که در رنسانس آغاز شده بود متحول تر می گردد وتمام اجزای داخلی فضا شکل واحدی به خود می گیرند .چیزی که تا آن زمان اتفاق نیفتاده بود از مبلمان جدیدی که در این زمان ابداع می شوند،می توان از قفسه جواهرات لویی،تخت استراحت،میز
مبلمان پس از جنگ جهانی اول نزد گروه هنری آوانکارد وسازنده هلندی(د استیل)،مدرسه تاسیس شده در وایمار(باوهاوس)و»آرت دکو« فرانسوی اتفاق افتاد.این حرکت،با شفافیت و نظم طراحی خطوط لوکوربوزیه،راه آینده را باز کرد.
در این میان در آمریکا مکتب«شیکاگو» وآرشیتکت معروف آن«فرانک لوید رایت»راه مشابهی را رفتند که قبل از هر چیز این حرکت،طراحی ویژه و مشخصی را برای محل استفاده از آن می طلبد.این برای تمامی سبک «مدرن»معنا می دهد.اکنون «عملکرد»مسلط شده تا آنجا پیش رفته که به تیپ مبل های متداول معنای دیگری داده است.
با پیشرفت علم شیمی وابداع متریال پلاستیک ومشتقات آن،امکان ساخت مبلمان از این متریال جدید طراحان را با راه حل های نو،آشنا کرد.کاملا صرف نظر از اینکه گنجه های بزرگ در فضا های تنگ شده ساختمان های مسکونی جدید کمتر امکان حیات دارند،این گنجه ها تبدیل به جدا کننده فضا ها شده اند ویا به وسیله مبلمانی که در داخل خود ساختمان ساخته می شوند،جایگزین می شوند.تخت خواب ها اکنون می توانند در دیوار جمع گردند وکمد ها در گنجه های دیواری جای گرفته اند.
به این ترتیب امروز طراحان مدرن،فضای مطلوبی را برای مبلمان مجوب پر شده از ابر،یا پر وروکش پارچه ای،یا چرمی در مجموعه و کنکسیون خود نیاز دارند.
مبلمان دوره تاریخ گرایی (1920-1820م.)
این سبکی است که قرن نوزدهم را تسخیر کرد.این سبک بین اواخر « »آغاز و تا «آرت نوو»استمرار دارد.شروع این سبک را در انگلستان حتی به آغاز قرن 18 و از سبک «جورچین»می توان نسبت داد.در فرانسه می توانیم جای پای تاریخ گرایی را در دوره«لوئیس-فیلیپ»پیدا کنیم که ریتم های فراموش شده«روکوکو»را دوباره وارد کرد.در آلمان و اتریش توسعه این سبک را که در کنار معماری همراه شده بود،با تکرار های کسالت بار«نئو گوتیگ»«ریسانس»«نئو باروک»و«نئو روکوکو»می توان دید.شهرهایی مانند لندن،مونیخ و وین سمبل حرکت تاریخ گرایی در هنر های دستی،تجاری و صنعتی بودند.واضح است که قصد در این سبک،نوعی تقلید وفادارانه از باقی مانده های موجود بود،به طوری که قابل تشخیص از اصل نباشند.به طور مثال می توان از سبک مبلمان آلمان قدیم نام برد که کاملا آگاهانه بر اساس مبلمان زمان گذشته ساخته شده بودند.
مبلمان آرت نوو(1910-1890م.)
این سبک که تاریخ گرایی را رد می کرد،دارای نام«بوکند اشتیل»درآلمان و نام«آرت نوو» در فرانسه شد ودر اتریش به آن« » می گفتند این نام از مجله چاپ مونیخ به نام «یوکند»گرفته شده است که از سال 1896 منتشر و محل اجتماعی برای نیرو های جوان محسوب می شد.هدف آنها به وجود آوردن زیان مستقل در تمام حوزه های هنری وکار های دستی،تجاری و صنعتی بود.چیز هایی که در آن زمان خیلی ناشناس بودند.اما امروز می دانیم که عمر کوتاه«بوکند اشتیل»نه فقط تاریخ گرایی را از میان برداشت بلکه تحول عمیقی را در این هنر ها به وجود آورد،تحولاتی که در اساس سبک «مدرن»تاثیر گذاشت.این به ویژه در ابعاد بزرگی برای صنایع هنر های کاربردی ومبلمان معتبر است که«بوکند اشتیل»زمینه ساز آن شد.
اما قبل از آلمان و فرانسه این روند در انگلستان قابل توجه است.درآنجا آرشیتکت،نویسنده وصنعت کار هنری،«ویلیام موریس»نقش مهمی را ایفا کرد.او در سال 1861م شرکتی را تاسیس کرد که محصولات هنر های دستی آن به تمام اروپا صادر می شد.به این وسیله «موریس»معتقد بود که کار های دستی تنها زمانی می توانند زیبا محسوب شوند که با دست وبه عنوان تنها نمونه موجود ساخته شده باشند.به این ترتیب،او سری سازی را رد می کرد.با این تفاصیل طراحان «بوکند اشتیل»آلمانی مانند«آگوست ایدل»«پتر برنز»وطراح بلژیکی،«هنری ون دولده»دیگر نمی توانستند در این ردیف باشند.این هنرمندان در پی زیبایی،هدفمندی،سادگی و صرفه جویی در مصرف مصالح بودند،اما مخالف ساختن محصولات از طریق ماشین نبودند.در حقیقت آنها قصدشان آن بود که طراحی در کارخانه ها را آنقدر تحت تاثیر قرار دهند تا راهی برای بهتر و راحت تر شدن مبلمان باز کند.
مبلمان باوهاوس(1940-1919م.)
«باوهاوس»نام مدرسه ای در«وایمار»آلمان است که به منظور تدریس معماری،هنر های تجسمی وهنر های دستی توسط آرشیتکت «والتر گروپیوس»در سال 1919م تاسیس شد.هدف این مدرسه متحد ساختن هنر وتکنیک با یکدیگر بود که در آن زمان رویکرد جدیدی محسوب می شد.از اهداف دیگر این مدرسه روگرداندن از «تاریخ گرایی»و« آرت نوو»همچنین گسستگی بین هنر آزاد وکاربردی بود.ایده های این مدرسه راهگشا ونشان دهنده روشی شد که در مبلمان با بهره بری از تکنیک،به فرم های مدرن تبدیل شد.برای رسیدن به اهداف«باوهاوس»درکنار«گروپیوس»«یوزف آلبرز»«مارسل برویر»«اریش دیکمان»«یوهانس ایتن»«لوودویگ میس وان دروهه»نقش مهمی را ایفا کردند.یکی از بزرگ ترین دستاورد های«باوهاوس»مبلمان با لوله های فلزی است که در موزه«گشتالئونگ»برلین قابل رویت هستند.
مبلمان مدرن
این واژه برای دلالت بر سبکی واحد ویکشکل،طوری که برای مثال در سبک های« »و«رنسانس»بودند،تعریف نمی شود،بلکه به عنوان یک واژه فشرده ونشان دهنده تمایلات وتلاش هایی است که از نیمه دوم قرن 19 در خدمت تجدید وبازنگری یا بهتر بگوییم،مدرن سازی صنایع دستی وهنری در حوزه مبلمان موثر بودند.درآغاز در انگلستان تفکرات مختلف درباره هدفمند بودن،شفافیت ساختار ورعایت مصالح که در«آرت نوو»ادراک شد،بحث کردند وسپس آن را ظریف تر وپربارتر کردند ودر نتیجه توانستند منشا به وجود آمدن مبلمان مشخصی در دهه های بعدی باشند.این،در سه حوزه اصلی تحریر،میز کنسول وکمد نام برد.این مبلمان با تزئینات با عظمت وغالبا پوشیده شده با طلا کاری،در جاهایی خاص هستند.از مدارک موجود میتوان فنلاند وهلند را پس از جنگ های سی ساله به آرامش رسیدند وهمینطور آلمان را از نقاط اولیه ای که این مبلمان را داشتند،محسوب کرد.در اینجا گنجه های یک طبقه سنگین با دو در وستون وهمینطور رحام یا لب بند که بسیار کم جلو آمده است،بهترین نمونه است.علاوه بر آن چوب های قیمتی ووارداتی که بر روی چوب ارزان قیمت چسبیده می شدند وبه جای منبت،غالبا نوعی تزئین با گوش ماهی کار می شد،در این سبک دیده می شود.
مبلمان روکوکو(1780-1730م.)
از «روکوکو»نمی توان به عنوان سبکی مستقل صحبت کرد،بلکه آنرا بیشتر باید به عنوان مرحله آخر«باروک»دید.علامت مشخصه «روکوکو»دردکوراسیون وصنایع هنری است.به جای عظمت«باروک»اکنون تزئیناتی که بیشتر بازی گونه هستند،ظاهر می شوندتا دیوار ها وسقف فضا هایی را که حالا کوچک تر شده اند به شکلی مشخص کنند؛به علاوه در مبلمان اکنون رنگ های باسئل ونرم آبی،قرمز روشن،زرد وسبزاستفاده می شود وبا عناصر تزئینی کامل می شوند.
مبلمان کوچک مانند میز جلوی مبل یا صندلی،میز کنسول وآئینه نقش مهمی را بازی می کنند وبه عنوان مبلمان محبوب،کمد که با کنده کاری،روکش سازی چوب ومنبت کاری مجهز شده اند،در چارچوب خطوط منحنی زمان خود،برای خود جای باز می کند.
مبلمان نئوکلاسیک(1830-1770م.)
این سبک که در بین سال های 1770تا 1830 میلادی بر هنر اروپا سیطره دارد،در انتها به مرحله تاریخ گرایی می رسد.این سبک حرکتی بود که بر خلاف«باروک»و«روکوکو» معماری «آنتیک»را سمبل خود قرارداد.مبلمان «نئو کلاسیک»علاقه به تناسبات ساده وروشن،همینطور جز بندی و تقسیمات ریتمیک تزئینی «آنتیک»داشت.با این همه،مرز بندی مشخص در این دوره امکان پذیر نیست به طوری که هنوز المان های«لوئیس سیز»که بیشتر به سبک باروک نزدیک است و در کنار آن المان های مشخص و روشن«آنتیک»دیده می شود.دراین زمان هنگامی که فرانسه توسط شورای پنج نفره اداره می شد،سبک مخلوطی به وجود آمد که در داخل«نئو کلاسیک»باید از آن یاد کرد.سبک دیگری که باز باید در داخل«نئوکلاسیک»گنجانده شود(سبک «امپایر»بین سال های 1804 و 1830م.)این سبک در زمان پادشاهی ناپلئون به وجود آمد.سبک های نام برده عمدتا در فرانسه بودند وتاثیراتی را در کشور های دیگر اروپایی مانند آلمان باعث شدند.تاثیر این سبک ها بر مبلمان انگلیسی از همه کمتر بوده است.با این همه«توماس شرایتون»انگلیسی(1805-1751م.)در اواخر کار خود ریتم های آنتیک یونانی را سر مشق خود قرار داد که بدون مدارک به دست آمده این امر قابل تشخیص نبود.