مفاهیم پایه معماری

فصل اول:مفاهیم پایه

گفتار اول :هنر،زیبایی،زیبایی شناسی

هنرپدیده ای است که همواره نقش موثر در زندگی انسان داشته واز دیر زمان مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته است چناچه مکاتب گوناگون فکری سیاسی واعتقادی،هنر را به منزله وسیله ای کارآمد جهت توسعه مفاهیم ومعارف مختلف در جامعه دانسته وآن را در پرورش انسان به گونه ای متناسب با اهداف خود به کار گرفته اند در رابطه با علل و عوامل پیدایش هنر،نظریات متفاوتی وجود دارد چناچه گروهی پیدایش هنر را همان نیاز های اجتماعی وبر اساس تکامل ابزار تولید و روابط تولید اجتماعی می دانند اما عده دیگر بر غریزی بودن هنر و ارتباطش با تمایلات واحساسات درونی انسان تاکید می ورزند،به هر حال اکثر پژوهشگران عرصه هنر به این واقعیت اتفاق نظر دارند که هنر از قدیمی ترین پدیده های انسانی و اجتماعی بوده،در دوره های مختلف در فرهنگ ها و جوامع گوناگون وجود داشته و در تمام مسائل اجتماعی نقش بارزی را ایفا کرده و نقش معرفتی خود را در دوره های مختلف زندگی مادی و معنوی جامعه،به شکل خاص بازی نموده است.

اصطلاح هنر در معانی مشخص به فعالیت هایی چون نقاشی،پیکره سازی،معماری،موسیقی،شعر،رقص،تئاترو سینما اطلاق می شود.در گذشته سعی بر این بود که هنر را به دو دسته هنر های زیبا و هنر های سودمند تقسیم کنند هنر زیبا در خدمت هیچ هدفی نیست به جز ایجاد زیبایی و ارضای ذوق زیبا پسندی مردم که دستاورد هایش ارزش منحصر به خود را دارد همانند نقاشی مانند نقاشی و مجسمه سازی اما هنری را سودمند می نامیدند که در آن سوای زیبایی،اهداف کاربردی نیز مستتر است همچون معماری.

غالبا اصطلاح هنر را برای هنر های بصری یا دیداری به کار می برند همچنین در بعضی جاها اصطلاح هنر های بصری را به منظور اجتناب از مرز بندی میان هنر های زیبا و هنر های کاربردی به کار برده اند.

واژه هنر در زبان های اروپایی به یونانی «تخنه»به لاتین«آرتوس»و«آرتیس»و«آرس»به فرانسه«آر»و به آلمانی «کونست»(kunst)به انگلیسی «آرت»گفته می شود که اصل این لغت از ریشه هندی و اروپایی (ar)به معنای ساختن،به هم پیوستن ودیر ست کردن آمده است. واژه هنر در زبان سانسکریت ترکیبی از دو کلمه«سو»به معنی نیک و «»به معنی زن و مرد است که در زبان اوستایی(سین)به (ها)تبدیل شده و به صورت «هونر»(hunar)و «هونره»(hunara)تبدیل شده است و در زبان پهلوی این کلمه به شکل امروزی(هنر)درآمده است که معنی انسان کامل و فرزانه را افاده می کند.

در گذشته،هنر به روش های گوناگونی تعربف شده است تقلید یا محاکات (افلاطون)وسیله ای برای انتقال احساسات(تولستوی)بیان شهودی(کروچه)و به عنوان فرم معنی دار (بل)

اما در مقام داوری،این تعاریف به عنوان تعاریف ذاتی غیر قابل قبولند.

همانطور که ارائه تعریفی از حقیقت،معرفت،صداقت،فضیلت و... سخت و دشوار است تعریف کردن هنر هم سخت و دشوار است به تعبیر دیگر هر تعریفی که ما از حوزه ای چون هنر صورت می دهیم تلاشی است برای نزدیک شدن به مشخصه ها وکیفیات این حوزه .اگر سخن وینگنشتاین در مورد زبان بپذیریم،حتی باید به این نکته تن دهیم که برای هنر هیچ تعریف جامع و مانعی نمی توان ارائه کرد یعنی هیچ کیفیت یا کیفیاتی نیستند که ذات هنر را شامل شوند هر کیفیتی که در این زمینه برجسته می شود جز ذات هنر نمی تواند باشد.

تنها کاربرد ما در زبان است که تعریفی از واژه ارائه می کند و گرنه واژه ها نشان دهنده ذات وماهیتی نیستند به تعبیر دیگر،اگر از وینگنشتاین تعریف هنر را بپرسیم به ما خواهد گفت که ببینید کسانی که در مورد هنر سخن می گویند،چگونه آنرا به کار می برند طبق این دیدگاه اگر بدانیم که در مورد هنر با گستره ای روبرو هستیم که هر روز در آن آثار هنری زیادی خلق می شوند،در می یابیم که تا چه اندازه ارائه تعریفی جامع و مانع از هنر،دشوار و سخت است.

در رابطه با دسته بندی هنر ها،نظر های متفاوت و گوناگونی وجود دارد مثلا همانطور که گفته شد در جایی هنر را بنا بر کاربرد و سودمندی به دو دسته تقسیم نموده اند.

 

»هنر های کاربردی مانند :صنایع دستی،طراحی صنعتی،معماری،طراحی لباس.

»هنر های تزیینی و شکل گرایانه،مانند رقص،نقاشی،پیکر تراشی،حجاری و موسیقی

همچنین هنر ها بنا به مدت و زمان که مخاطب آنرا درک می نماید نیز به دو دسته تقسیم نموده اند.

»هنرهایی که درک آن زمان می خواهد:مانند شعر،معماری،سینما،رقص،نمایش و موسیقی که برای درک وفهم اثر،وقت لازم است.

»آن دسته از هنر هایی که غالبا درک آن به زمان نیاز ندارد:مانند نقاشی،گرافیک یا عکاسی که در یک لحظه و در یک مکان معین از جانب مخاطب دریافت می گردد.

همچنین هنر ها به حوزه اجرا،حوزه کاربر و عناصر مشترک به چهار دسته تقسیم می شود که هر هنر می تواند در دسته ای از آنها بگنجد.

»هنر های آوایی مانند:موسیقی،آواز،اپرا

هنر های تجسمی مانند:طراحی و نقاشی،معماری،مجسمه سازی،عکاسی،طراحی صنعتی.

»هنر های نمایشی مانند:سینما وتئاتر،رقص

»هنر کلامی مانند:قصه،افسانه،سفرنامه،رمان،نمایشنامه و فیلم نامه ،شعر منظوم و منثور.

بعضی از پژوهشگران مجموعه هنر ها را به 7 دسته تقسیم نموده اند:

  1. موسیقی2- هنر های دستی مانند مجسمه سازی 3- هنر های ترسیمی شامل نقاشی و خطاطی 4- ادبیات شامل شعر،داستان،نمایشنامه و فیلمنامه 5- معماری6-رقص و حرکات موزون 7- هنر های نمایشی شامل سینما،تئاتر و...

البته نوع دیگری از هنر نیز وجود دارد که آنرا هنر های سنتی می نامند ودر طول تاریخ با حفظ ریشه ها وسنت های خود رشد کرده و مراحل شکل گیری خود را گذرانیده اند یا می گذرانند.

به هر حال در زمینه تعریف هنر و تقسیم بندی آن از گذشته تا کنون نظریه های بسیاری از فلاسفه هنر به جا مانده که مسلما این روند تمامی ندارد منتها نکته اینجاست که باید در این تعاریف و نظریات کاوش نمود ومعیار ها را باز شناخت تا بتوان از زوایای پیدا وپنهان آن به معرفت رسید و شاید طرحی نو در انداخت .

زیبایی

انسان به حکم فطرت خود قادر به درک زیبایی های هستی،چه در طبیعت و چه در آفریده های خویش است. جان انسان با زیبایی ،پیوندی دیرینه و عمیق  دارد اما آنگاه که اراده می کند تا این جاذبه شور انگیز را توصیف نماید وآنرا مورد بررسی و شناخت قرار دهد،آنرا کاری بسیار دشوار می یابد.آنچنانکه نیوتن می گوید:زیبایی را به جز درحدود ومرزهای بسیار مبهم نمی توان وصف کرد ونمی توان آن را به تعریف درآورد و همچنین کمیت وکیفیت آن را نمی توان اندازه گیری کرد و از این رو نمی توان برای آن پایه و اساس علمی دقیقی قرار داد.

افلاطون قائل به دو گونه زیبایی بود:زیبایی طبیعی و زیبایی هندسی.اما از قرن هجدهم به بعد،انسان وجایگاه او نقشی بی بدیل در نظریات زیبایی شناسانه فلاسفه یافت به طوری که نظریه کانت در این باره این گونه است:تنها سلیقه است که زیبا را از نازیبا مشخص می کند.زیبا به طور کلی آن چیزی است که احساسات ما را در مجموعه به صورتی هماهنگ درآورد.

زیبایی اساسا دارای منشا و خاستگاه احساسی است،در عصر جدید نیز مبنای اندیشه فلسفی هنر از زیبایی به برانگیختن احساس تبدیل شده ودر مطالعه جنبه های زیبایی شناختی هنر،توجه اصلی به سمت احساس های به بیان درآمده ویا به سمت احساس های برانگیخته معطوف گردیده است وعموما هنر به عنوان وسیله ای برای بیان احساسات مطرح می گردد.برخلاف نظر برخی فلاسفه که هدف هنر را آفرینش اشیا زیبا عنوان کرده اند،بسیاری دیگر بر این عقیده اند که هنر عبارت است از بیان احساسات شخصی،زیرا در جریان فعالیت هایی که ما آنها را فعالیت های هنری می نامیم،کارهایی خلق شده است که به هیچ یک از مفاهیم عقلایی نمی توان زیبایشان خواند،آثاری که بیانگر احساساتی همچون وحشت،تنفر،بیزاری،ترس،بی رحمی،غرور ونیز احساسات دیگری از این دست که نامی برایشان نمی شناسیم،هستند.در پاسخ به این تناقض،دسته ای دیگر اظهار می دارند که حتی زشت ترین سوژه ها و زننده ترین احساس ها طی یک فرآیند هنری به زیبایی تبدیل می شوند.

با توجه به آنچه گفته شد،امروزه در مورد هنر،بیشتر بر این باورند که هر وسیله ای برای جلوه گر ساختن احساسات عمیق در قالب زیبایی است.

 

زیبایی شناسی

زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که در ارتباط با ماهیت و نحوه ادراک زیبایی ونازیبایی می باشد.اصطلاح زیبایی شناسی در سال 1753 توسط فیلسوف آلمانی الکساندر بونکاردن ابداع شد اما در اصل ماهیت زیبایی طی قرن های متمادی توسط فلاسفه واندیشمندان مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است واژه «استتیک»در لغت به معنای تحقیق در ماهیت درک حسی است.

زیبایی شناسی در گذشته موضوعی صرفا فلسفی به شمار می رفت اما از قرن نوزدهم هنرمندان نیز دیدگاه هایشان را در این مورد ابراز نموده وآنرا وارد مباحث هنری کرده اند حتی در دوران اخیر اغلب این واژه را با فلسفه هنر برابر دانسته اند از این رو می توان گفت مخاطبین مباحث زیبایی شناسی دو گروه عمده فلاسفه و هنرمندان هستند.البته حوزه معنایی زیبایی شناسی بسیار وسیع است و علاوه بر هنر های پدید آمده به دست انسان،تجارب زیبایی شناسانه طبیعی را هم در بر می گیرد.

هنر و زیبایی رابطه تنگاتنگی با هم دارند و به زحمت بتوان یکی را بدون دیگری شناخت اگر بخواهیم بین این دو پلی بزنیم باید گفت آن بخش از فعالیت هایی که احساسات درونی انسان را به آفرینش و ستایش زیبایی ها پیوند می دهد،هنر است.نقد و روانشناسی هنر نیز اگر چه رشته های مستقلی می باشند اما در ارتباط با زیبایی شناسی هستند.روانشناسی هنر در بررسی مسائلی چون واکنش های حسی عاطفی انسان در برابر زیبایی ونقد هنر درآنالیز ساختار و مفاهیم آثار هنری با زیبایی شناسی سروکار دارد.

در نظریه زیبایی شناسی این مساله عمده مطرح است که آیا اشیا ماهیتا دارای خصوصیات زیبایی شناسانه هستند یا اینکه در نتیجه ادراک بر اساس یک روش خاص زیبایی شناسانه،زیبا به نظر می رسند به عبارت دیگر خصوصیات زیبایی شناسانه که در اشیا مشاهده می شود درآنها به شکل ماهوی موجود است یا اینکه این خصوصیات تنها در ذهن آدمی وجود دارند از این رو در این شاخه از فلسفه،دو مفهوم مختلف،ماهیت زیبایی شناسانه و ادراک زیبایی شناسانه مورد بررسی قرار می گیرد.

در رشته های هنری نیز این مسئله مطرح است که چه عاملی سبب می شود یک اثر هنری یا یک شی طبیعی زیبا به نظر برسد،در تبیین این مسئله بر اساس مفاهیم ماهیت و ادراک زیبایی شناسانه دو رویکرد وجود دارد.

»رویکرد اول:مدعی است همه آثار هنری صفت مشترکی دارند که آنها را به نحوی خاص زیبا می سازد بر این اساس برخی معتقدند وجه اشتراک همه اشیا زیبا کیفیت زیبایی است.

»رویکرد دوم:به جای تعمق در آثار هنری و اشیای طبیعی مورد تحسین انسان،علاقه واعتنایی را که انسان به این اشیا پیدا می کند بررسی می نماید.نظریه پردازان این رویکرد معتقدند که چه بسا اشیا هنری وزیبا هیچ خصومت ویژه ای نداشته باشند بلکه تنها نگرش و علاقه آدمی باشد که آنرا متمایز می کند.

اما اساسا زیبایی شناسی در معماری و بنا های ساخته شده از چه جایگاهی برخوردار است؟

معماری نیز به عنوان یک هنر،همواره با مقوله زیبایی شناختی سرو کار داشته ودارد.اهمیت این مقولات به قدری است که پژوهشگران و نویسندگان زیادی بین عناصر هنری و غیر هنری محیط یعنی بین معماری وساختمان،تمایز قائل شده اند به عبارت دیگر هر ساختمانی اثر معماری محسوب نمی شود بلکه اگر ساختمانی از جنبه های زیبایی شناسانه برخوردار باشد،آنگاه در زمره آثار معماری قرار می گیرد براساس همین نگرش،بسیاری از منتقدان بر این باور بوده اند که معیار انتقاد از معماری حتما می بایست معیاری مربوط به زیبایی باشد اما زیبایی شناسی در معماری پیچیده تر از سایر هنر ها می باشد زیرا تجربه معماری توسط انسان،با تجربه سایر هنر ها متفاوت است تجربه فضای معماری یک تجربه شخصی،مبتنی بر روانشناسی ادراک محیط و متفاوت با تجربه مجسمه سازی یا نقاشی است زیرا مشاهده کننده در درون فضا قرار می گیرد و بر اساس ساختار های فکری خود و میزان وابستگی آنها با ساختار های موجود در فضای معماری از قبیل مصالح به کار رفته یا شرایط نور پردازی تحت تاثیر فضا قرار می گیرد.

آنچه در این گفتار به اجمال در مورد زیبایی شناسی و جایگاه آن در هنر و معماری مورد بررسی قرارگرفت ،تنها اشارتی گذرا و مختصر به مبحث پیچیده ای بود که بخش مهمی از مطالعات معاصر فلسفه هنر را به خود اختصاص داده است.بدیهی است قلمرو اندیشه های زیبایی شناختی معاصر گستره ای پر تنوع است که نیازمند پژوهش ونقادی عمیق و همه جانبه می باشد.

 

اخبار

تقویم و تاریخ

پنج‌شنبه ، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130

آمار بازدیدها

بازدید امروز350
بازدید دیروز455
بازدید هفته4,115
بازدید ماه5,860
بازدید کل688,824
افراد آنلاین19