مفاهیم کاربردی معماری

فصل دوم:مفاهیم کاربردی

گفتار اول:سواد بصری

مقیاس بصری-مقیاس انسانی

اصل مقیاس در طراحی،با تناسب در ارتباط است تناسب و مقیاس،هر دو با ابعاد نسبی اشیا سروکار دارنداگر تفاوتی هم بین این دو باشد به این برمی گردد:تناسب،با روابط میان قسمت های یک ترکیب مرتبط است در حالی که مقیاس،به طور خاص به اندازه شی نسبت به یک ثابت استاندارد یا شناخته شده اطلاق می شود.

مقیاس بصری،عبارت است از بزرگی یک شی هنگامی که در کنار اشیای دیگر به نظر می رسد بنابراین،مقیاس یک شی اغلب قضاوتی است که ما بر مبنای اندازه های نسبی یا شناخته شده عناصر در مجاور یا اطراف آن،به دست می دهیم.به عنوان مثال،میز مورد بحث می تواند در یک اتاق،بسته به اندازه نسبی و تناسبات فضایی در مقیاس یا خارج از مقیاس به نظر آید.

مقیاس انسانی،به حس بزرگی اطلاق می شود که یک شی به ما می دهد.اگر ابعاد یک فضای داخلی یا اندازه عناصر داخل آن برای ما حس کوچکی و یا بزرگی را القا کنند،می توانیم بگوییم آنها فاقد مقیاس انسانی هستند. از طرف دیگر،در صورتی که عناصر یک فضا از طریق نیاز های ابعادی مربوط به دسترسی و فواصل ایمن یا حرکت،تناسب راحتی را برای ما فراهم کرده یا به نظر کوتاه یا بلند نیایند می توانیم بگوییم دارای مقیاس انسانی هستند.

تناسب

تناسب مفهومی ریاضی است که در هنر تجسمی بر کیفیت رابطه مناسب میان اجزای اثر با یکدیگرویا کل اثر دلالت دارد.این رابطه،می تواند ابعادی،کمی یا درجه ای باشد.کاربرد تناسبات به دلیل ایجاد زیبایی بصری در هنرهای تجسمی از اهمیتی ویژه برخوردار است.تقریبا همه آثار هنری بر اساس نوعی تناسب به وجود آمده اند از این جهت تناسب یکی از اصول اولیه اثر هنری است که رابطه بصری هماهنگ میان اجزای آن را بیان می کند.

می توان در یک تابلوی نقاشی روابط متناسبی میان خطوط سیال خیال انگیز،رنگ ها و وسعت سطوح برقرارکرد ویا در یک اثر حجمی روابط مناسبی میان فرورفتگی ها وبرجستگی ها.فضای منفی و فضای مثبت،بافت ها و سطوح مختلف ایجاد کرد همانطور که گوش یک نوازنده،بلافاصله وجود یک نت خارج را تشخیص می دهدیک دیده حساس و کارآزموده به سرعت عدم تناسب را در رنگ ها و شکل های یک اثر تجسمی می بیند.

تناسب طلایی

معمولا تشخیص مناسب و ایجاد روابط مناسب،میان اجزای یک اثر هنری و میان اجزا،یا کل،بر اساس تجربه،مهارت وذوق زیبایی شناختی هنرمند است،مثل ایجاد تناسب میان رنگ های یک تابلوی نقاشی،در عین حال تناسب در اندازه ها از قوانین خاصی پیروی می کند که به آنها اصول وقواعد تقسیمات طلایی و یا تناسبات طلایی گفته می شود بر اساس تناسبات طلایی یک پاره خط را می توان طوری به دو قسمت تقسیم کرد که نسبت قسمت کوچک تر به قسمت بزرگتر مساوی با نسبت قسمت بزرگ تر به کل پاره خط باشد.

توازن

هر گاه در یک اثر تجسمی انرژی بصری اجزای آن با یکدیگر و نسبت به کل اثر متعادل باشند آن اثر دارای ترکیبی متوازن خواهد بود اگر چه ممکن است اجزای آن نسبت به یکدیگر،قرینه نباشد ودر واقع توازن،بیان کننده روابط متعادل عناصر بصری در یک ترکیب غیر متقارن است.

توازن ممکن است بر اساس میزان تیرگی و روشنی،بزرگی و کوچکی وفاصله شکل ها و عناصر بصری از یکدیگرو نسبت به کادر اثر به وجود آید.

تعادل

منظور از تعادل در هنر های تجسمی ایجاد نوعی هماهنگی میان عناصر و اجزای آن اثر می باشد چشم های مخاطب به طور طبیعی در جستجوی تعادل بصری است.انسان هنگام مشاهده چیز ها نا خودآگاه آنها را با محور های افقی و عمودی در ذهن خود مقایسه می کند و وجود یا عدم وجود تعادل را درآنها تشخیص می دهد.

در واقع وجود تعادل در یک اثر تجسمی مبین تاثیر گذاری متناسب و هماهنگ همه عناصر درآن ترکیب می باشد در سامان بخشیدن به یک اثر متعادل،تیرگی،روشنی،رنگ،اندازه و محل قرار گرفتن عناصر بصری در فضای کار دخالت دارند.

ضرورت ایجاد تعادل در سطوح وآثار دو بعدی بلکه در همه آثار تجسمی از جمله معماری و دکوراسیون داخلی از اهمیت اساسی برخوردار است.

به طور معمول،فضا های داخلی و نیز عناصر محدود کننده،مبلمان،روشنایی و لوازم جانبی آنها،دربردارنده آمیزه ای از شکل ها،اندازه ها،رنگ ها وبافت ها هستند.چگونگی سازماندهی این عناصر،پاسخی می باشد به نیاز های کاربردی وکشش های زیبایی شناختی،کما اینکه این عناصر باید به طور همزمان،برای رسیدن به تعادل بصری،یعنی حالتی از موازنه بین نیروهای بصری که توسط این عناصر گسیل شده اند،منظم شوند.

هر عنصر(درکلیت یک فضای داخلی)دارای مشخصات ویژه ای از شکل،فرم،اندازه،رنگ وبافت است این مشخصات در کنار عوامل جایگیری و جهتگیری،تعیین کننده سنگینی بصری هر عنصر ومیزان جذابیت آن در الگوی کلی فضا هستند.

مشخصاتی که سنگینی بصری یک عنصر را افزوده یا بالا می برند وتوجه ما را به خود جلب می کنند از این قرارند:

» شکل های بی قاعده یا متضاد

» رنگ های درخشان و بافت های متضاد

» ابعاد بزرگ و تناسبات نا معمول

» جزییات ریز و دقیق

واما تعادل بر سه نوع است:متقارن،شعاعی و نامتقارن

تعادل متقارن

تعادل متقارن،حاصل نظم وترتیب عناصر یکسانی است که از نظر شکل،اندازه وجای گیری نسبی حول یک خط با محور مشخص،مشابه می باشد.گفتنی است که این نوع تعادل را به تقارن محوری یا دو جانبه هم می شناسند.

تعادل متقارن،معمولا به تعادل آرام،ساکن وبا ثباتی می انجامد که خصوصا هنگام جهت گیری آن،روی یک صفحه عمودی قرار دارد.یک تعادل متقارن، بسته به روابط فضایی اش،میتواند یا روی ناحیه مرکزی تاکید کند و یا توجه مارا به دو انتهای محورش جلب کند.

تقارن،تدبیری است ساده ولی در عین حال توانا برای ایجاد نظم بصری که اگر به اندازه کافی توسعه بیابد،میتواند نوعی رسمیت سخت و اکید را بر یک فضای داخلی تحمیل کند.هر چند معمولا دستیابی بع یک تقارن کلی (به خاطر کارکرد یا شرایط موجود) سخت و نامطلوب است.

معمولا تنظیم یک یا چند قسمت از یک فضا به صورت متقارن و ایجاد تقارن موضعی،امری ممکن در عین حال مطلوب است.

دسته بندی های متقارن در داخل یک فضا،به اسانی تشخسص داده می شوند و کیفیت کلیتی را دارند که میتواند ساده سازی یا سازماندهی ترکیب اتاق را فراهم کند.

تعادل شعاعی

نوع دوم تعادل، تعادل شعاعی است که نتیجه مرتب کردن عناصر،حول یک نقطه مرکزی می باشد.این تعادل،نوعی ترکیب متمرکز را به وجود میاورد که بر سطح میانی به عنوان یک نقطه کانونی تاکید میکند.

عناصر،معمولا میتواند به سمت داخل و به طرف مرکز متمرکز شوند، از مرکز به سمت خارج قرار گیرند و یا به سادگی پیرامون یک عنصر مرکزی قرار بگیرند.

تعادل نامتقارن

ما معمولا عدم تقارن را به صورت فقدان تطابق در اندازه،شکل،رنگ یا جای گیری نسبی میان عناصر یک ترکیب،می شناسیم.

در همان حالی که یک ترکیب متقارن،نیازمند کاربرد عناصر دو به دو یکسان است،یک ترکیب نا متقارن، عناصر نا متشابهی را به کار میگیرد.

به منظور رسیدن به یک تعادل پنهان یا بصری،یک ترکیب نا متقارن بایستی به سنگینی بصری یا نیروی هر یک از عناصر خود توجه داشته و برنحوه چیدمان آنها نفوذ داشته باشد.

عناصری که از لحاظ بصری قوی بوده و نظر مارا به خود جلب میکند-نظیر شکل های نامعمول، رنگ های درخشنده،ارزش های تیره و بافت های متنوع-

بایستی از سوی عناصر کم نیرو تر،که بزرگ ترند و یا در فاصله ای از مرکز ترکیب قرار گرفته اند،خنثی شوند.

تعادل نامتقارن،به وضوح متقارن نیست و معمولا از لحاظ بصری،فعال تر و پویا تر بوده و قادر به بیان حرکت،تعبیر و حتی کثرت است.

همچنین نسبت به تقارن انعطاف پذیر تر بوده و میتواند خود را با شرایط متنوع کارکرد فضا و وضعیت محیط وفق دهد.

 

اخبار

تقویم و تاریخ

شنبه ، ۱۶ فروردین ۱۴۰۴
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130

آمار بازدیدها

بازدید امروز250
بازدید دیروز518
بازدید هفته250
بازدید ماه6,788
بازدید کل689,748
افراد آنلاین6
طراحی وب‌سایت پنداندیش
بالا